حسن بيگلرى

253

سر البيان في علم القرآن ( فارسى )

4 - آيهء 14 سورهء مطفّفين : كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ( نچنان است بلكه زنگ گرفته و هواى نفس بر دلهاى كافران غلبه كرده آنچه از اعمال زشت كسب ميكنند ) كه كلمهء « بل » سكته دارد و ادغام « لام » در « راء » جايز نيست زيرا مشتبه بيك كلمه گردد - حمزه و كسائى و ابو بكر كلمهء « ران » را امالهء كبرى نموده‌اند چه الف آن منقلب از ياء يعنى از « رين » است . تبصره - سكته در مواضع چهارگانهء فوق بنا بطريقهء حفص راوى عاصم است و ساير قراء بدون سكته و حتى با ادغام خوانده‌اند . علاوه بر مواضع چهارگانهء فوق ، بعضى قراء در پنج موضع زير هم سكته داده‌اند كه مراعاتش چندان لزومى ندارد : 1 - آيهء 23 سورهء اعراف : قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا سكته وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ( آدم و حوّاء گفتند پروردگارا بنفس خود ستم كرديم و اگر ما را نيامرزى و رحم نكنى هر آينه البته از زيانكاران باشيم ) . 2 - آيهء 184 سورهء اعراف : أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا سكته ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ ( آيا انديشه نميكنند كه در محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مصاحب آنان هيچ جنونى نيست ) . 3 - آيهء 29 سورهء يوسف : يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا سكته وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ ( اى يوسف از اين مطلب بگذر و آن را نديده بگير و اى زليخا براى گناهت آمرزش بخواه ) . 4 - آيهء 66 سورهء يوسف : قالَ سكته اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ ( يعقوب گفت خداوند بر آنچه ميگوئيم وكيل و ناظر سخنان ما است ) . 5 - آيهء 23 سورهء قصص : قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ سكته وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ ( دو دختر شعيب بموسى گفتند گوسفندان خود را آب نميديهم تا شبانان گوسفندان خود را باز گردانند و پدر ما پيرى است كهنسال ) . قفه - يعنى وقف كن آن را كه نشانهء وقف بطريق سكته است ليكن سكتهء آن